|
مهاجران آسمانی مهاجران آسمانیم ؛ مسافران زمین*******لطفا کپی نکنید
|
آیا اینطور می شود پیروان دیگر ادیان را به دین خود فرا خوانیم مثلا:امام زمان ما می آید و مسیح پشت سر او نماز می خواند گیریم این گفته از احادیث است آن هم احادیث صحیح آیا یکی از موانع دعوت پیروان راستین مسیح این نیست اما باید بدانیم امام زمان ما بی ادب نیست که حداقل به بزرگتر از خودش در سن و سال بفرما نزند و نگوید که مثلا : یا مسیح شما به واسطه ی سن از من بزرگترید پس شما پیش نماز باشید ما که می دانیم بالاخره مسیح خود به امام خواهد گفت امام زمان شما هستید که از فاطمه اید [ پنجشنبه 28 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 16:40 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (0) ]
تقدیم به آنهایی که تنها فقط خدا را دارند
تنهایی ام را با کسی قسمت نکردم غیر از خدا با هیچ کس خلوت نکردم امیدوارم او دلش از من نرنجد در موردش چون با کسی صحبت نکردم همواره او را دیده ام هر جا که هستم باید بغل می کردمش فرصت نکردم می ترسم از روزی که با هم قهر باشیم من غیر از این از هیچ کس وحشت نکردم [ سه شنبه 26 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 19:37 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ ]
السلام علیک یا فاطمه الزهرا مادرم روزت مبار روز تمام مادران و زنان وطنم مبارک باد [ جمعه 22 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 13:22 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (12) ]
از اسناد محرمانه ی (س ا و ا ک): ----------------------------------- طبقه بندی حفاظتی گزارش خبر به:۳۱۲ از۹/ه موضوع:(آیت اله کاظم اخوان مرعشی)
مرگ دکتر شریعتی در بین محافل روحانی هیچ اثر تاسف بار نگذاشت بلکه بعکس اکثرا از خبر مرگ وی خوشحال شدند در منزل آیت اله سید کاظم اخوان مرعشی همه از مرگ شریعتی اظهار خوشحالی می کردند و مرعشی اظهار داشته هر که با آخوند در افتد به صورتی نابود می شود شیخ حسن کافی واعظ ساکن تهران اظهار داشته مرگ شریعتی در محافل روحانی بدین صورت تعبیر شد که هر کس حفظ شئون روحانیت را نکند و به هتاکی و بی احترامی بپردازد جوان مرگ خواهد شد نامبرده اضافه نمود در مجالس ختمی که در گوشه و کنار برای وی منعقد گردید از روحانیون کسی شرکت نکرد و این عدم شرکت حکایت از آن داشت که از وی متنفر بودند.
نظریه شنبه ـ مطالب مزبور بیان شده. نظریه یکشنبه ـ صحت مفاد گزارش خبر بعید به نظر نمی رسد. نظریه چهارشنبه ـ نظریه یکشنبه تایید می گردد. ـ خ -------------------------------------------------------------------------------------------------------- سطر دوم این سند ساواک را چند بار بخوانید مخصوصا در موردکلمه (بعکس)تامل کنید... [ سه شنبه 5 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 00:58 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (19) ]
دوست محمد کسی است که خدا را اطاعت کند هر چند پیوند خویشاوندی ی او دور باشد و دشمن محمد کسی است که خدا را نافرمانی کند،هر چند خویشاوند نزدیک او باشد. امیر انسانیت علی(ع) [ یکشنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 01:22 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (4) ]
از هیچ مادری فرزندی مانند علی بن ابیطالب زاده نخواهد شد هیچ کس حتی علی وار هم نمی تواند باشد کعبه یک مولود بیشتر ندارد که دیوارش به عشق او شکافته شد و این واقعه تکرار شدنی نیست اگر گفتند فلانی مانند علی است هرگز باور نکنید بگویید آیا نامش را می گویید ؟ یا کلامش را یا رفتارش را ؟ در پاسخ هر چه شنیدید بحث نکنید فقط بگویید:یک وجه اشتراک میان همه ی انسانها با علی هست ما همه از نسل بشریم همین... -------------------------------- اما اگر روزی گفتند نام معاویه و یزید زمان ما علی است تعجب نکنید بزرگترین شیعه کش عصر را که چندی پیش به دار مجازات آویخته شد را به یاد بیاور صدام زود قضاوت نکن بیا تا بگویم آیا پسوند نام او حسین نبود بله صدام حسین... ... پ.ن:دوستان عزیز پنجره ی نظرات را بنا به دلایلی باز گذاشتم اما در مورد این پست لطفا نظر نگذارید و نپرسید چرا با تشکر فراوان [ یکشنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 01:05 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (3) ]
دلت رنجید و با من باز بد شد نگاهت شعله ای در جزر و مد شد نمی دانم چه گفتند و شنیدی برایت حرف نامردان سند شد من بیچاره در زندان دوری مجازاتم به بی جرمی اشد شد دلم در دستهایت بود افتاد چه راحت زیر پاهایت لگد شد همه گفتند نفرت دارد از تو که اینطور از کنارت رفت و رد شد ولی از حرف مردم خواندم این را دلیل این جدایی از حسد شد دعایت می کنم از جان به اخلاص که ذکرم ((قل هو الله احد))شد [ شنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 00:51 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (4) ]
تقدیر،تقویم انسانهای عادی است و تغییر،تدبیر انسانهای عالی
ف.ستایش [ جمعه 1 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 01:40 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ ]
از جمله وحی های خداوند به موسی کلیم(ع): ((ای موسی مرا با زبانی بخوان که با آن زبان ،گناه نکرده باشی)). موسی عرض کرد ای پروردگارمن چگونه چنین کنم؟ خداوند فرمود:((مرا با زبان غیر خود بخوان)).
(اشاره به این که اعمالت به گونه ای باشد که دیگران شب و روز دعایت کنند.) صدای او جلد ۳ [ پنجشنبه 31 فروردین ماه سال 1391 ] [ 00:19 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ ]
فرق است بین دوست داشتن و داشتن دوست دوست داشتن امری لحظه ای است ولی داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتن است. دکتر علی شریعتی [ چهارشنبه 30 فروردین ماه سال 1391 ] [ 10:35 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (5) ]
باران آن روز تولد تو باران امشب تولد من این روزها آسمان به خاطر ما می بارد خودخواهانه است نه ؟ اینکه من، تو را خواسته ام باران ...
[ جمعه 25 فروردین ماه سال 1391 ] [ 21:44 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ ]
چه کنم که دل از تو بگیرم ؟ نشود مگر آنکه بمیرم چه کنم که هوای تو دیگر نرود ز سرم که اسیرم؟ تو بیا و ببین که پس از تو چه شکسته و خسته و پیرم تو جزیره ی سبز امیدی من ِ بی تو ولی چو کویرم چه کنم؟ چه کنم؟ شده کارم نشود که دل از تو بگیرم [ جمعه 25 فروردین ماه سال 1391 ] [ 09:33 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (8) ]
یه نکته، فقط یه نکته از انجیل که بدونید چرا اصرار دارم انجیل توی مدارس تدریس بشه انجیل آیات تحریف نشده ی زیادی داره و شاید تحریف شده هاش به تعدادانگشت های دوتا دست هم نرسه!!! ......................... در فرازی از آیات انجیل از زبان عیسی (ع) چنین آمده: ...در میان تمام انسانهایی که تا به حال به دنیا آمده اند،کسی بزرگتر از یحیی(ع)نبوده است.با وجود این،کوچکترین فرد در ملکوت خدا از یحیی (ع)بزرگتر است! ... اصلا به نظر شما که مسلمونید لازم به فکر کردنه که کوچکترین فرد مورد نظر کی میتونه باشه؟ از بچه ی ۵ساله!! بپرسید کدوم کوچولو جاش تو آسمونها توی بهشته؟اگه گفت همه ی کوچولو ها ازش با یه راهنمایی ی کوچیک به جواب اصلی برسید بگید همون که تشنه کشتننننننش اگه جواب اینجوری نگرفتید: که تیر به گلوش زدن که ۶ ماه بیشتر نداشت... ---------------------------------------------------------- این تازه یه قلمش بود یه قلم واقعا که... [ سه شنبه 22 فروردین ماه سال 1391 ] [ 00:50 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (10) ]
فتوای شیطان بود سر از تن بریدن افلاک و هستی را چنین در خون کشیدن هابیل ها هابیل ها آماده باشید شد از قضا هر روزتان در خون تپیدن سیبی که با خود نطفه ی قابیل را داشت آدم پشیمان شد از آن ممنوع چیدن دیگر زمان هم روی آرامش نبیند تا رسم انسان از حسد باشد دریدن از تربیت حیوان شود انسان کامل انسان شود حیوان هم از بد پروریدن بالاتر از معراج باید رفت حتی ممنوع باشد بیش از آن بالا پریدن ۱۲/۱۲/ ۱۳۸۸ تهران [ یکشنبه 20 فروردین ماه سال 1391 ] [ 00:58 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (8) ]
پیشاپیش تولدت مبارک ... من و تو زخمی ی یک تیغیم تفاوت آنکه در این مسلخ تو زخم تازه و من با خود هنوز زخم کهن دارم بیت فوق از محمدعلی بهمنی است
... همیشه باران را به فال نیک میگیرم امروز را بیش از همه ی باران هایی که باریده اند... [ جمعه 18 فروردین ماه سال 1391 ] [ 23:33 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ ]
ای گل مواظب گلبرگ هایت باش که اگر لکه دار شوند دیگر با هیچ بارانی نمی توان آن لکه ها را از میان برد تو با گلهای قالی فرق داری که زیر پای هر کسی کثافت بگیردشان می توان پاکشان کرد
[ جمعه 18 فروردین ماه سال 1391 ] [ 00:22 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (12) ]
از کسانی که از من متنفرند ممنونم،آنها باعث می شوند قویتر شوم از کسانی که مرا دوست دارند ممنونم،آنها قلب مرا بزرگتر می سازند از کسانی که مرا ترک می کنند ممنونم،آنها به من می آموزند هیچ چیز ماندنی نیست از کسانی که با من می مانندممنونم،آنان به من معنای دوست را نشان می دهند
گویا این جمله ها از کورش کبیر است حتی اگر از او هم نباشند جملات زیبایی است [ چهارشنبه 16 فروردین ماه سال 1391 ] [ 00:47 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (7) ]
دلت را نشکستم و گفتم سال نو مبارک اما میدانم تا وقتی در اقصی نقاط جهان حتی یک نفر هم به خاطر عقیده اش زندانی باشد اگر هزار بار بهار از راه برسد هنوز کهنه سال کج فهمی ها تمام نشده... دیگر فریب دفتر تقویم را نخور این نوبهار نیست زمستان دیگری است به امید روزی که سال اینطور نو نشود چیزی که تکراری است نو نیست عید روزی است که زندانی برای عقاید نیست به امید آن روز [ یکشنبه 13 فروردین ماه سال 1391 ] [ 01:31 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ ]
از پراکندگی بپرهیزید که انسان تنها بهره ی شیطان و گوسفند تنها طعمه ی گرگ خواهد بود آگاه باشید هر کس مردم را به این شعار :تفرقه و جدایی دعوت کند او را بکشید حتی اگر زیر عمامه ی من باشد... امیر علی بن ابیطالب (ع) [ یکشنبه 13 فروردین ماه سال 1391 ] [ 00:06 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (5) ]
قصه ی من و تو همیشه ناتمام می ماند با اینکه سالهاست رفته ای اما هنوز یادت برمی گردد به خانه ام تا شب با من می ماند تا صبح با من می خوابد و باز برمی گردد به لحظه ای که... [ سه شنبه 8 فروردین ماه سال 1391 ] [ 00:50 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ ]
آیا تا به حال در مورد حروف مقطعه ی قرآن فکر کردی؟ الم - طسم -حم- عسق- ص- ن- ق- طه ... این حروف چه معنایی می تواند داشته باشد ؟ علما و آخوندها که می گویند این حروف رمزی بین پروردگار و پیامبر است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حال گیریم که چند مثال هم از احادیث می آورند که پیامبر چنین فرمود و امامان چنان!!! آیا تمام احادیث و نقل قول ها قابل اطمینان و حقیقی است؟ اصلا اگر این حروف رمز بین خدا و پیامبر است چرا در قرآن آمده و چه دلیلی داشته که بین آن دو نمانده است؟ از ۸ یا ۹ سال پیش این سوال را همیشه از خود پرسیده ام... به این نتیجه رسیدم این حروف رمز بین پیامبر و خدا نیست بلکه رمز بین آیه های قرآن و شاید رابطی میان کتب الهی ی پیشین است(انجیل ،تورات ،زبور، صحف ابراهیم) ... اما از آخوندهای بسیار عالم و به اصطلاح خودشان آیت الله ها یک سوال دارم چرا کتب الهی ی انجیل و تورات را نمی توانیم در مدارس استفاده کنیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا از اول تا آخر این کتب تحریف شده است یا چه دلیلی دارید بر این کم کاری خود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ در قرآن چند آیه داریم در مورد اینکه ما (قرآن)تصدیق می کنیم آنچه را که در دستان شماست؟؟؟ مصدق لما بین یدیه... و یا :والذین یومنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک... (آیه ۴ البقره): و آنان که ایمان آرند به آنچه نازل شد بر تو و نازل شده بود پیش از تو... -------------------------------------------------------------------------------- بعضی مواقع واقعا شک دارم به ماهیت معلمان دینی یا هیچ نمی دانند و ادعای دانایی دارند ؟ یا وابسته به ادیان دیگرنند و نمی خواهند حقانیت اسلام و قرآن به صورت علمی و کامل در جهان به اثبات برسد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من عادت دارم همیشه از خودم سوال بپرسم وقتی سوالاتم را دیگری پاسخی راستین نمی دهد در مورد این حروف رمز بین آیه ها(مقطعه)خواهم نوشت اگر مجال پیدا کنم و زنده باشم [ سه شنبه 23 اسفند ماه سال 1390 ] [ 23:54 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (23) ]
ساده اگر از همه دل می بری پیش خودت فکر نکن محشری چون که خدا مظهر زیبایی است فکر نکن از همه زیباتری بی خبر از حال جهانی هنوز تا به خود آیی گل من پرپری پس نشو مغرور به زیبایی ات دیدی اگر از همه گان برتری عاشق زیبایی ی تو نیستم گرچه هنوزم تو بر این باوری من فقط ای دوست وفا خواستم از تو که از یاد مرا می بری ********* در تو وفا نیست که پیدا شود! باز ولی از همه دل می بری [ سه شنبه 23 اسفند ماه سال 1390 ] [ 01:24 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (8) ]
جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه اش خراب می شود و هر کس بخواهد خانه اش آباد باشد،باید در تخریب مملکتش بکوشد. (مرحوم پروفسور حسابی) [ چهارشنبه 17 اسفند ماه سال 1390 ] [ 15:01 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (12) ]
آن ابتر بی بته را کوثر نبینی او را شبیه آل پیغمبر نبینی در وصف اوصافش چه گویم بهتر از این از خیر او بگذر که غیر از شر نبینی دلگیرم از هنجار و ناهنجارهایش دور و برش جز مردمی پرپر نبینی از جنس ابلیس است او در جلد انسان ماهرتر از او هیچ بازیگر نبینی ***************** دیگر نمانده فرصتی باید بمیرم با این زبان سرخ بر تن سر نبینی
توضیح:سیدی را دیدم که ادعای رابطه با امام زمان را داشت اما افعال و افکار او با هم همخوانی نداشت و بسیاری را گمراه کرده بود که این شعر را در رابطه با او نوشتم لازم به ذکر است به صرف خویشاوند بودن با پیامبر نمی توان ادعای پاکی و عصمت داشت ما چهارده معصوم بیشتر نداریم در میان فرزندان امامان معصوم: اسماعیل فرزند موسی کاظم(ع) که شراب خوار و قمار باز بوده است، برادر معروف امام حسن عسکری (ع)جعفر که معروف است به کذاب که او هم ارثیه ی امام زمان را هنگامی که حضرت هنوز غایب نشده بود بالا کشیده و خود ادعای جانشینی ی حسن عسکری(ع) را داشت و افراد بسیاری از شیعیان را گمراه کرد. [ جمعه 12 اسفند ماه سال 1390 ] [ 11:52 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (9) ]
(یادآور) محدودیت ها ستاره سازند ستاره ای از دل محدودیت ها بیرون زد با نوری همیشگی و خیره کننده دوستان را نوازش و دشمنان را کور کرد اسکار برای فرهادی کمترین است [ سه شنبه 9 اسفند ماه سال 1390 ] [ 00:43 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (11) ]
و با دوستت سرگیجه گرفتی آزادی ی منحوست را سعادت نامیدی!!!!!! واقعا چه سعادتی است این که تو آزاد باشی؟؟؟؟؟؟ نفرین به چنین سعادتی که از دیگران دریغ شده باشد به خیالت تن تو گرم است و من در بوران تنهایی در سلول انفرادی ی سرزمین خود مچاله شده و از سرما خواهم مرد؟؟؟؟؟ چه خیال خامی!!!!!! ... برای تو مهم نیست زندانی باشم برای من مهم است آزاد باشی برو اما نه به جهنم فقط درک کن آزادی برای همه ی پرنده ها خوب است و اگر پرنده ای در قفس گیر افتاده باشد فقط قهقه های شیطان را می توانی بشنوی که شادی می کند نمی دانم چرا از تو انتظار داشتم نخندی به قفسی که برای همه ی پرنده ها بافتند ... امیدوارم تو در قفس نیفتی [ یکشنبه 7 اسفند ماه سال 1390 ] [ 23:28 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ ]
وسط جهنم گلی روییده! خوب که نگاه می کنم از همه ی گلهای بهشتی زیباتر است [ چهارشنبه 3 اسفند ماه سال 1390 ] [ 23:51 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (10) ]
هرگز مشو تسلیم ای شکوه بیداری!
بتاران خواب هزار ساله را از چشمهای خسته ی وفاداران
پوزخند دشمن نتواند هرگز سست دارد پای ایستادنت را سبز باش جنگل بیدار پر برگ باش روح بهار رهایی
زنده یاد خسرو گلسرخی
توضیح: این شعر از اشعار منتشر نشده ی خسرو گلسرخی است یادش گرامی روحش شاد راهش پر رهرو
[ جمعه 28 بهمن ماه سال 1390 ] [ 11:49 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (16) ]
چون رعد خروشیدند و چون برق درخشیدند اما کاری از پیش نبردند ولی ما اینگونه نیستیم؛ تا عمل نکنیم رعد و برقی نداریم و تا نباریم سیل جاری نمی سازیم.
( امیر علی بن ابیطالب) [ پنجشنبه 27 بهمن ماه سال 1390 ] [ 06:10 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (6) ]
کم کم شبیه کنج قفس شد فضای شهر آلوده شد به بوی خیانت هوای شهر کابوس میله های قفس دور می زند هر شب میان خواب من و کربلای شهر مظلوم ها هنوز به جان ظلم می خرند در اجتماع تفرقه ها لابه لای شهر بعد از هزار و سیصد و هفتادوهشت سال مانده است زیر صفر جهالت دمای شهر دیدی چگونه غرق به خون شد دهان دوست فریاد زد سکوت زمان را ندای شهر مادر مرا ببخش اگر رفتنی شدم تکلیف بود آنچه که کردم برای شهر قاضی برای پر زدنم حکم تیر داد تایید حکم قتل شد از کدخدای شهر هان ای زبان سرخ حقیقت بیان من سرسبز شد به خون سرت جای جای شهر *************************** همراه هم به راه حقیقت رسیده ایم دنیا فدای من و تو ما هم فدای شهر
این شعر ناقابل تقدیم به سعید پاک منش عزیز-(تاک)
پ ن-اجباری:این شهر که گفتم شهر ما نیست ها همون شهری ی که تو کابوس میبینم هی اگه از شهری(شهرمون) که کاوس نیست بگم می شه اینطوری:تو شهر ما پر مرشده و همه ارشاد شده ؛ فضای شهر ما خییییییییییلیییییییی بازه فضای سیاسی؛ اجتماعی ؛فرهنگی؛ هنری... کلا بازه زندون سیاسی هم که به یمن انقلاب نداریم چون از اول، انقلاب هم بر این بنا بود. فیلتر هم که نداریم هر کسی هم بگه فیلتر داریم منظورش سیگاره سیاه نمایی نشه لطفا با تشکر از برداشت شما [ دوشنبه 24 بهمن ماه سال 1390 ] [ 00:18 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ ]
بنام سلام همه می دانیم اولین و مهمترین دلیل رانده شدن شیطان از درگاه الهی غرور بود. صفتی که بر عبادات چندین هزار ساله ی شیطان غلبه کرد و او را به نافرمانی از پروردگار خود واداشت راحت از کنار این خطا نگذریم و توجه داشته باشیم به اینکه شیطان قبل از رانده شدن به نظر بنده به درجه ی (السابقون) رسیده بود البته خودش چنین فکری داشت که او را توهم گرفت و مغرور شد، غرور او را چنان پست کرد که در لحظه ی امتحان الهی دیگر نمره ای به عبادات او داده نشد... ******* حال با این اوصاف چگونه می توانیم به خاطر عبادات و حک شدن نشان بر پیشانی به واسطه ی سجده های طولانی از بروز چنین صفتی(غرور)در امان باشیم بیشترین خطر غرور، علمای دین را تهدید می کند آن هم بیشتر به واسطه ی القابی که متاسفانه مرسوم شده ولی می توان این القاب را نسخ کرد مانند:آیت الله،حجت الاسلام ،امام و... مثلالقب {آیت الله} آیت الله یعنی نشانه ی خدا که تنها برازنده ی کلام الهی و کتب الهی می باشد نه چیز و یا کس دیگری اگر روحانی ی دینی با داشتن این لقب به قدرت مطلقه در نظام اجتماع مسلمین برسد هر لحظه امکان دارد که مانند شیطان از پس آزمون الهی بر نیاید و غرور او را به اعماق جهنم رهنمون گردد... مثلا بگوید چون من نشانه ی خدا هستم پس هر کاری می توانم بکنم به نظر بنده این القاب خطرناک است و بیشتر. از هرچیزی دین و دنیا و آخرت علما را تهدید می کند با اینکه مرسوم شده اما بهتر است نسخ گردد بهترین لقب جایگزین (کارگر الهی)می باشد تنها شیاطینی که در لباس دین ظاهر شده اند از پذیرفتن چنین لقبی سر باز خواهند زد وگر نه عالم دین باید به خود ببالد که کارگر خداست نه کارگر شیطان... [ یکشنبه 9 بهمن ماه سال 1390 ] [ 15:19 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (43) ]
دست به دست و پا به پا در صدد قیام باش پشت به پشت منتقم در صف انتقام باش لحظه به لحظه دم به دم حق بنویس با قلم پنجه به پنجه ی ستم مظهری از دوام باش مرد ستم ستیز شو ،چابک و چست و تیز شو خوار نشو عزیز شو،چشم دل عوام باش هدیه به عشق جان بده ،سود نبر زیان بده جربزه را نشان بده،وصل به خاص و عام باش تک ننشین و تک نرو ،عقب نمان نزن جلو ما که شدیم من و تو،در پی انتظام باش موعد وعده را بدان ، اشهد خویش را بخوان بر سر قول خود بمان ،در دل ازدحام باش باز به نام شرع و دین فتنه به پاست در زمین نکته به نکته نقطه چین دشمن این ...باش منتظران منتظر سیصدوسیزده نفر تک تک شان اهل خطر،یک تن از این مقام باش فصل عبور می رسد،عصر ظهور می رسد از دل نور می رسد، منتظر امام باش
[ جمعه 23 دی ماه سال 1390 ] [ 21:49 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (26) ]
باران تکه های دل آسمان است وقتی می شکند [ یکشنبه 18 دی ماه سال 1390 ] [ 01:06 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (10) ]
آسمان سرب معلق در دود شهر بی منظره مانده محدود خانه بی پنجره٬ بی در٬ بی روح کوچه بن بست سر و ته مسدود در خیابان که درختان مردند آه از چشمه٬ دریغ از یک رود تابلو های تنفس ممنوع رهگذر ها همه از دم مردود ازدحامی پر ِ رفت و آمد شهروندان همگی دردآلود خنده ها سرد٬ تبسم گهگاه دلخوشی نیست ولی روزی بود مرد٬زن٬بچه٬کسی اینجا نیست مردمانی همه در خود مفقود صبح از خواب پریدم ٬دیدم شهر متروکه ی کابوسم بود [ پنجشنبه 15 دی ماه سال 1390 ] [ 00:06 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (3) ]
هشدار؛ حلقه های بلا تنگتر شده سر فصل آخر است و دعا بی اثر شده گاهی میان تفرقه ها جمع می شویم منهای آنکه زودتر از ما خبر شده با هم هنوز همدل و همراه نیستیم از این طریق فاصله ها بیشتر شده از راستی نخواه کسی باورش کند وقتی فقط دروغ و ریا معتبر شده من ناامیدتان نکنم مردمان عشق شبهای بی ستاره تر از این هم سحر شده [ چهارشنبه 14 دی ماه سال 1390 ] [ 00:58 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (8) ]
بنام سلام آغاز سال نو میلادی را به تمام مسیحیان جهان و به خصوص مسیحیان عزیز هم وطنم و نیز سالروز تولد امام موسی کاظم (ع) را به شیعیان جهان تبریک و شاد باش عرض می نمایم. ************** بی خود به نوستراداموس دلنبندیم؛ وقتی عیسی بن مریم چنین هشدار دادند: هیچ کس حتی فرشته های آسمان نیز خبر ندارند چه روز و ساعتی دنیا به آخر می رسد.حتی خود من هم نمی دانم٬فقط خدا از آن آگاه است...(برگرفته از انجیل مرقس)
...فراموش نکنید چه گفتم؛گفتم که می روم و زود باز می گردم(از انجیل یوحنا)
...همواره لباس بر تن٬برای خدمت آماده باشید٬مانند خدمتکارانی که منتظرند اربابشان از جشن عروسی بازگردد...بلی خوش به حال غلامانی که وقتی اربابشان می آید بیدار باشند٬خواه نیمه شب باشد خواه سپیده دم! اگر صاحب خانه می دانست که دزد کی می آید٬بیدار می ماند و نمی گذاشت وارد خانه اش شود؛همانگونه نیز زمان دقیق بازگشت ارباب معلوم نیست زیرا من مسیح موعود هنگامی باز خواهم گشت که کمتر انتظارش را دارید...(انجیل لوقا) برای آمدن ناگهانی ی من همیشه آماده باشید تا غافلگیر نشوید... ...در لحظه ای که انتظار ندارید... (انجیل متی) ************** پس عیسی (ع)کاملا پنهان خواهد آمد و حتی خود او از وقت آن روز یا شب٬ مطلع نیست چه برسد به اینکه نوستراداموس بداند آن را ؛گرچه تمام پیشگویی هایش درست از آب در آمده باشد بنده یقین دارم که آمدن مهدی(عج)و مسیح(ع) نزدیک است اما وقت تعیین شده برای آن کاملا غلط از آب در خواهد آمد. 2012هرگز پایان جهان نخواهد بود [ دوشنبه 12 دی ماه سال 1390 ] [ 00:44 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (4) ]
من و خدا رفیقیم آنقدر که وقتی دلم می گیرد باران می بارد
[ یکشنبه 11 دی ماه سال 1390 ] [ 21:24 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (4) ]
با من بیا رفتار سردت را عوض کن امشب مسکن های دردت را عوض کن دستی بکش در باغ ذهنت بار دیگر سرخش کن این گلهای زردت را عوض کن من هم بدم اخلاق خوبی هم ندارم با خوبی ات اخلاق مردت را عوض کن نشنیده ام در ذکر خیرت هیچ چیزی این لحظه حتی نام وردت را عوض کن دیدی اگر من نیستم آنی که گفتی باشد برو اینبار مردت را عوض کن [ پنجشنبه 8 دی ماه سال 1390 ] [ 01:07 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (6) ]
امام علی (ع): هر گاه نیکوکاری بر روزگار و مردم آن غالب آید،اگر کسی به دیگری گمان بد برد در حالی که از او عمل زشتی آشکار نشده،ستمکار است. و هر گاه بدی بر زمانه و مردم آن غالب شود و کسی به دیگری خوش گمان باشد خود را فریب داده است. شما بگویید ما در کدام زمانه قرار داریم؟
[ سه شنبه 6 دی ماه سال 1390 ] [ 14:26 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (3) ]
از امیر عشق ٬زمانه ام را می شناسم او به من آموخته در این زمانه به کسی نباید اعتماد کرد. ونیز معنای این حدیث که برایم گنگ بود را اکنون بدون حضورش در گوشم زمزمه فرمود: مردم را بیازمای تا دشمن گردی. [ سه شنبه 6 دی ماه سال 1390 ] [ 01:12 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ ]
بنام خدای آسمان و زمین مسیح نشانه ی آشکار خداوند در آسمان هاست (حجت آسمانی ها) مهدی نشانه ی پنهان خداوند بر روی زمین است (حجت زمینی ها) ... میلاد حجت الهی در آسمان ها را به مسیحیان و مسلمین جهان تبریک و شاد باش عرض می نمایم به امید ظهور آشکار مهدی (عج)و بازگشت پنهان مسیح(ع) ...
مسیح هشدار پنهان آمدنش را به مسیحیان جهان داده است [ یکشنبه 4 دی ماه سال 1390 ] [ 23:07 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ ]
بنام حق هرگز نمی خواستم به طور مستقیم از کلام الله و احادیث در این وب استفاده نمایم٬آن هم بر خلاف میل باطنی ی خود اما از مطالب اولیه ی وب پیداست که می خواهم چیزی بگویم اما ... جوان امروز گوشش را بدهکار دین و آیین الهی نمیداند از بس که افرادی به ظاهر عالم(البته نه علمای خیلی خیلی عالم) چنان دین دیری دین راه انداخته اند که دیگر جوان حالش از دین به هم می خورد و این در رفتار٬کردار٬ گفتار و پوشش جوانان کاملا مشهود است ولی می خواهم اگر عمری داشتم در این وب حقی که از ادیان الهی بر گردن دارم را تا آنجا که در حد توانم است ادا کنم. ......................................................... *...نگران افتادن نیستم اگر اندیشه ای بالا رود...* ......................................................... خدایا چشم آنان که نمی توانند جز خود را ببینندکور نکن بلکه مهر حسادت را از دلهایشان بردار و پرده ی جهالت را از جلوی چشمانشان کنار بزن تا حقیقت را ببینند. *......*با الهام از زنده یاد شریعتی (علی ی مظلوم انقلاب) [ جمعه 2 دی ماه سال 1390 ] [ 22:00 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (8) ]
بر جمله های جهل و جدل تیک میزند از بس کتاب خوانده سرش تیک می زند آکادمیک فهم درستی به او نداد جهلش مدام طعنه به تکنیک می زند باید بگویم او ید طولای سفسطه است با قار قارهای خودش جیک می زند او شیرپاک خورده ی پستان علم نیست بر شست های پست خودش میک می زند در مبحثی که هست اگر کم بیاورد حرف از گلوله حرف ز شلیک می زند دارد نشانه می رود اما به نا کجا تیری که جهل در شب تاریک می زند [ جمعه 2 دی ماه سال 1390 ] [ 01:27 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (5) ]
از وقتی چشم باز کردم ظلمت و تاریکی را می بینم روز و شب معنایی ندارند ... کور نیستم اما زمانه ام،هم کور است هم کر که سالهاست ... لال ماندم امشب هم طولانی تر از شبهای زمانه نیست اما یلدایتان مبارک. من که چله نشینم [ پنجشنبه 1 دی ماه سال 1390 ] [ 01:20 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (4) ]
خواندم دعای عشق را بیش از کمیل شد عمری به پای آمدنت حیف و میل شد تاری تنید دور دلم عنکبوت غم آنقدر خورد خون مرا تا رتیل شد چشمان من هنوز تو را گریه می کنند از غم به خود نیامده بودم که سیل شد کی پس قطار آمدنت سوت می کشد در انتظار مانده نگاهی که ریل شد از روزهای آمدنت سالها گذشت با رفتنت ستاره ی عشقم سهیل شد یکی از روز های پاییز عمرم [ چهارشنبه 30 آذر ماه سال 1390 ] [ 01:46 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (5) ]
بنام شعور آفرین انقلاب مثل موهای سرم می ماند ،می روید و می ریزد. باید به آن برسم تا موخوره نگیرد ولی اگر مو خوره گرفت آن را کوتاه می کنم( البته نه از ریشه ) نباید بگذاریم موهایمان را کسی بکشد... ... هرگز در صدد از بین بردن انقلاب پدرانمان نباشیم بلکه آنرا اصلاح کنیم (نه مثل بعضی ها). به فرمایش امیر علی بن ابیطالب :رعیت هرگز اصلاح نمی گردد مگر اینکه زمامدار اصلاح گردد و زمامدار هرگز اصلاح نمی گردد مگر اینکه رعیت اصلاح شود. به امید صلح و اصلاح [ سه شنبه 29 آذر ماه سال 1390 ] [ 01:27 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (3) ]
بنام سلام ما قبل از آغازیم و بعد از پایان نیز خواهیم بود فقط یادمان نیست قبل را و نمی دانیم بعد را... ...ابعاد قبله ام به جهان آفرینش خلاصه نمی شود. تو هم می دانی بعد قبله را؟ نه هیچ کس از آن خبر دار نیست مگر این که او شده باشد. [ یکشنبه 27 آذر ماه سال 1390 ] [ 01:17 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (3) ]
بنام نترس نه ماه قبل از تولد حبس انفرادی کشیده ام مرا به جرم عقیده ام نترسان فکر می کنی آزادم؟ و دنیای دور و برم خالی از حصار است نه باور نکن؛ ولی باور کن در امتداد تمام افق ها میله های به هم تنیده نامریی است ...سالهاست زندانی ام... دنیا راهم را می گیرد از چه بترسم؟ از تنهایی ************ راهم را ببندی هم از میان سد ها بیرون خواهم زد یا راهی ی آسمان می شوم با تبخیری سرخ تقدیم به حس سبزتان [ شنبه 26 آذر ماه سال 1390 ] [ 03:32 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (5) ]
بنام خدای حقایق اندیشه ام را از تمام فیلترهای خدا میگذرانم تا خرده شیشه هایش گرفته شوند، می خواهمحقیقتشوم ،قبل از فیلتر دیگران* ... * پی نوشت اجباری:این نوشته ربطی به اداره ی فیلتر جهانی ی مطالب ندارد لطفا اشتباه نگیرند. [ پنجشنبه 24 آذر ماه سال 1390 ] [ 10:51 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (3) ]
بنام خالق ما آمین [ سه شنبه 22 آذر ماه سال 1390 ] [ 00:38 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (4) ]
بنام خدای بی خواب وقتی آسمان و زمین بخوابند بیدار میمانم مثل همه ی شبهایی که نخوابیده ام حتی در خواب. و اگر تو زیر خروار ها آرزوی خاکی در حال خرٌوپف باشی. من و خدا نمی خوابیم دلت بسوزه
طعنه به بی خیالهای اجتماعات جهان کسانی که بیداری هاشان هم بدتر از خواب است.
[ دوشنبه 21 آذر ماه سال 1390 ] [ 02:06 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (3) ]
بنام سلام ... در روزگاری که آدمها به زمین خوردنت می خندند،برخیز تا بگریند.
زنده یاد علی شریعتی
[ جمعه 18 آذر ماه سال 1390 ] [ 14:26 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (3) ]
بنام سلام ...خواهد آمد روزی که شبی در پی نخواهد داشت٬ روزی که نگران فردایی نخواهم بود٬ روزی که حسرت دیروز را نخواهم خورد٬ روزی که مثل روز های زمینی نیست٬ ........................... ... پرواز.................... ... ... خداوندا از تو می خواهم پر و بال بگیرم [ جمعه 18 آذر ماه سال 1390 ] [ 00:49 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (2) ]
بنام سلام شاید فردایی نباشد... و اگر امروز هستم برای جبران گذشته و ساختن آینده ای بهتر اجازه ی زندگی دارم. و می دانم زندگی هرگز دارای مرگ نیست مگر برای کسانی که مرگ را انتخاب کنند. ما یکروز چشم به دنیا باز می کنیم و یکروز از آن چشم می پوشیم٬ پیراهنی که از خاک پو شیده ایم را در می آوریم،فقط همین... خداوندا پیراهنی فراتر از آسمان بپوشان برایم ٬پیراهنی که هرگز نپوسد... تنها تو را می خواهم بپوشم بر روح خویش ؛دیگر شیطان هم بهانه ای برای سرپیچی از فرمانت را پیدا نخواهد کرد.
ادامه مطلب [ پنجشنبه 17 آذر ماه سال 1390 ] [ 15:53 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (2) ]
بنام سلام برای پرواز مهمتر از داشتن دو بال ،داشتن دل و جراتی است برای پریدن، پرواز را تمرین کن برای روزی که بالهایت را بلند تر باز کنی. یادت که هست: (پرنده مردنی است)................................................. آسمان کوچکتر از بالهایم خواهد شد،وقتی پرواز را بفهمم.
به یاد فروغ
[ چهارشنبه 16 آذر ماه سال 1390 ] [ 16:33 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (1) ]
بنام خدای نور نوری که خاموش نمی شود خداوندا مرا در سیاهی ها و ظلماتی قرار بده که به سمت روشنی و نور خودت می بری٬ نه اینکه در روشنایی ی نوری باشم که عاقبت آن خاموشی است و به سیاهی و ظلمت ختم می شود. [ سه شنبه 15 آذر ماه سال 1390 ] [ 17:14 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (3) ]
بنام سلام امروز روز تولد مرد آسمان هاست و بعضی ها به اشتباه روز مرگش می دانند... او تنها کسی است که هر روز٬ روز تولد اوست و هر روز متولد می شود سر سبزش بریده می شود چون زبانش سرخ است به خاطر تنها ترسش کشته می شود تنها ترسش این است که مبادا زیر بار ظلم ٬قامت خم کند و خدا را از یاد ببرد ... لحظه ای از آرمان و هدفش دست بر نمی دارد او خون خداست به آسمان تعلق دارد... [ سه شنبه 15 آذر ماه سال 1390 ] [ 14:34 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (1) ]
بنام خدای مهربان ************** امشب برای همیشه آسمان به روز شد تا زمین زخمی ابدی بر دارد ************** یکی کنار آب تشنگی ی کودکان را به یاد می آورد... دست هایش را باز می کند به سمت آسمان از میان انگشتانش دریایی از احساس به روی رود می ریزد... رود خشکش می زند از لب هایی که با تمام تشنگی اش آب را حرام می داند... از چشمهایی که به سمت کودکانی از آسمان ها بزرگتر؛نگران است ************** او با دست هایی پر از چشمه٬رود٬دریا... باز می گردد اما نمیرسد؛نمی رسد؛نمی رسد... راهش را بسته اند... ************** و هنوز هر روز کودکی با لبهای تشنه می میرد و یکی هست که نمی رسد... [ دوشنبه 14 آذر ماه سال 1390 ] [ 12:49 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (1) ]
![]() بنام حق سلام او یادآور ِ روزهای سرخ زیر خاکستری است که سکوت سالهای طولانی ی رفتنتش مرا به حرف می کشد. انتقامش را خواهم گرفت حتی در آن جهان.گفتند آب او را بلعیده٬ باور نمی کنم دروغ بزرگ ِ دو روهای روزگار را. میدانم او زنده است؛رسولان نمی میرند...
به یاد رسول غفاری [ دوشنبه 14 آذر ماه سال 1390 ] [ 00:56 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (1) ]
بنام خدای احساس ************** آبروی رودهای جهان رفت... دریا تشنه ماند................... [ یکشنبه 13 آذر ماه سال 1390 ] [ 23:23 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (0) ]
بنام سلام ...به چیزی به جز تو فکر نمی کنم گاهی کلمه ها با هم کنار نمی آیند میخواهم جمله ای به بلندای زیبایی ی تو بنویسم ناگهان ذهنم لکنت میگیرد و فکرم بند می آید تو را نمی توان به جمله ای خلاصه کرد ... ***** می خواهم دهان بسته ای باشم مثل این روزها ... نکته ها میان نقطه چین صف کشیده اند بخواب با چشمهای باز بیدار شو با پلک های بسته باید زندگی کنی سالهاست به جای بیدار باش ؛خواب باش زده اند اقرار کن خواب را انکار کن دیدنت را ما به ساختن عادت داریم به خراب به خرابه به سوختن یکی راه خرابات را نشانم دهد من خشکم زده است از این همه دهان بسته گی سالهاست می خواهم بالا بیاورم تا دهانم باز شود مثل دهان زمین آنطرف تر باش دهان بسته دارد دهان باز می کند زخم های دلم نمی خواهم خونم به پای تو رود باید به آسمان بچکم [ یکشنبه 13 آذر ماه سال 1390 ] [ 01:59 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (1) ]
بنام سلام ...تا من٬توام-تا تو٬منی راهی برای ما شدن پیدا نمی کنیم و هرگز((باید)) کلمه ی خوبی نیست مگر برای: به خود آییم [ جمعه 11 آذر ماه سال 1390 ] [ 15:15 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (1) ]
به خود آ که خدای تو آید به خدا که برای تو آید ... [ پنجشنبه 10 آذر ماه سال 1390 ] [ 23:24 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (0) ]
بنام او سلام خود را اهل زمین میدانستم بیشتر از زمین نشدم. خود را اهل آسمان دانستم نشد بیشتر از آسمان شوم. یک روز درون سینه ام پیدایش می کنم. او که دلم را ... [ چهارشنبه 9 آذر ماه سال 1390 ] [ 01:10 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (0) ]
( بنام سلام ) ... من و تو بعد از جدایی آسمان را بزرگ کردیم٬خودمان را کوچک ... [ دوشنبه 7 آذر ماه سال 1390 ] [ 23:34 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (1) ]
بنام او سلام آسمان که ترک بردارد * برق چشمهایش از همیشه خیره کننده تر است * ندای بلندترین رعدش یادمانِ رفتنی همیشگی است * چمدان لازم نیست * دستهایت خالی باشد یا پر * چیزی نمی توانی ببری * اینبار جای باران ٬فرشته می بارد * من که نمی ترسم تو چطور!؟ ادامه مطلب [ دوشنبه 7 آذر ماه سال 1390 ] [ 00:22 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (0) ]
بنام او سلام ای دوست قلمت را مصلح کن که سلاحی مرگبارتر از قلم حق برای نابودی ی باطل پیدا نخواهد شد برای ابلاغ پیام حق هرگز نیازی به خشونت نیست وقتی بهترین سلاح کتب حقیقی ی الهی باشد ٬تنها راه نابودی ی قلم باطل مسلح شدن به صلاح و اصلاح تفکرات برگرفته از ادیان است٬مخصوصن دورانی که با توسل به علم و فناوری ی روز هر عمل و عکس العملی در برابر چشمهای دیجیتالی ثبت و ضبط می شود و آبروی هر کس که با اعمال زور و ستم و ظلم و جنایت در صدد پیشبرد اهداف خود باشد رفتنی است ٬و آب رفته هم که به جوی برنمی گردد. بزرگترین دشمنان قلم حق عالمانی هستند که کشتار را راه نجات دین و ادیان الهی میدانند درحالی که آنها به دلیل نداشتن منطق درست و جواب سوالهای مغرضانه و حتی حق جویانه ؛افرادی بی خبر و ساده را در اختیار می گیرند و از آنها برای پایداری ی خود بهره میبرند٬ولی به آنها می گویند دین در خطر است و پشت پرده به قول معروف به ریششان هم می خندند. تفنگت را زمین بگذار لطفن؛ نگذار به ریش و ریشه ات کسی بخندد.
[ یکشنبه 6 آذر ماه سال 1390 ] [ 00:29 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (0) ]
بنام او سلام برای گذران زندگی٬ مخصوصن این روزها تمام طول روز و شب را نیز تا آخر وقت کار کنی باز به قول یارو گفتنی:( ۸مان گرو ی ۹مان مانده) حال به نظر شما حسی می مانَد برای فکر کردن به اینکه برای سعادت خود و جامعه ی خود چه کاری انجام دهیم و تنها به فکر لقمه ای نان برای خود نباشیم ٬ بلکه به فکر دندان هایی نیز باشیم که خدا نان به آنها داده ولی غارت گران بیت المال سه هزار تا سه هزارتا آن هم میلیاردی هپلی هپولشان کرده اند تا نانی برای جویدن هم برایشان پیدا نشود. باید دید قوه ی کدام قضا به داد مردم میرسد قوه ی قضاییه یا قوه ی قضا و قدر الهی. توکل به خدای مهربان البته خدا را شکر که در آمدی دارم و لقمه ای هم برای معاش پیدا می کنم . و از خدا می خواهم همه بتوانند به راحتی و از راه حلال امرار معاش کنند و دربه در لقمه ای نان نباشند. و نیز میدانم در گوش هر نوع دوست و دیندار زمزمه ای است از کودکان یتیم این مرز وبوم و نیز مردمی کم بضاعت و یا بی بضاعت که هرگز شرف و عزت خود را به هیچ قیمتی نمی فروشند و شبها بدون خوردن یک لقمه نان سر روی بالش خود می گذارند و یا خانه ای هم ندارند و کارتن خواب کوچه و خیابان اند و حتی دستشان را جلوی کمیته ی امداد دراز نمی کنند برای لقمه نانی... این افکار هنگام شکر گفتن خدا پس از خوردن غذا و یا در حین غذا خوردن و نیز قبل از شروع هر وعده ی غذایی برای مردم مهربانی که دستشان به دهان شان می رسد مانند لقمه هایی آغشته به زهر مار میشوند که این روزهابرای خود دسری است که لاجرم باید آن را میل بفرمایند. با خود می گویم خداوندا به داد مردم گرسنه نمیرسی؟ و تازه یادم می افتد که خداوند بلند مرتبه می فرماید:من وضع هیچ مملکتی را عوض نمی کنم مگر اینه خودشان خواهان تغییر وضعشان باشند و نیز سیر نخوابند در حالی که بیم آن را دارند که در جوارشان همسایه ای گرسنه مانده است و... [ جمعه 4 آذر ماه سال 1390 ] [ 13:17 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (0) ]
بنام او که محافظ کلام حق است کلام خداوند حقیقتی است برای هدایت ؛و کلام شیطان باطلی است برای گمراهی. خداوند بلند مرتبه در آفرینش فقط انسان را صاحب اختیار به وجود آورد. ولی هرگز به شیطان اجازه ی نا فرمانی از اطاعت را نداده بود ؛ هنگامی که شیطان از فرمان حق تعالی به واسطه ی خود بزرگ بینی سر باز زد نه تنها مقام قرب والای خودرا از دست داد بلکه برای همیشه دورترین و پست ترین مخلوق از لطف خداوند نام گرفت. این مقدمه لازم بود... با این اوصاف هر کس اختیار آن را دارد که دست به قلم شود و هرگز نباید پاسخ قلمهای باطل را با مشت و لگد داد که این خود کاری شیطانی است افرادی به بهانه ی محافظت از دین مبادرت به چنین کارهایی می کنند و یا بدتر از آن؛ تنها پاسخ کوبنده به قلم شیاطین؛ قلم حق است نه لگدناحق. به جای ممنوع کردن فلان کتاب و تهدید صاحب قلم آن کتاب بهتر است به وسیله ی قلم جواب صاحب قلم آنرا داد.چرا دین و مبانی ی حقیقیی ی ادیان را ضعیف جلوه می دهید آیا خود را صاحب دین می دانید در حالی که جواب معاندان و مخالفان ادیان الهی را ندارید؟ آیا خداوندی که دین را فرستاده نمی تواند از آن محافظت کند ولی شما می توانید؟بزرگترین دشمنی با دین در عصر ارتباطات وسیع جهانی خشم و غضب در مقابله با قلم باطل است؟ ببینم آیا در ادیان الهی جستجو کرده اید که در مورد قصاص راهکار الهی چیست ؟ چشم در مقابل چشم ؛گوش در مقابل گوش و جان در مقابل جان ...؟پس قلم را در مقابله با قلم مسلح کنید نه تفنگ را در مقابله با قلم که نشانگر ضعف است و بی خبران این را به حساب دین می گذارند. اگر می شود دین را بیش از این ضعیف جلوه ندهید؟ مگر نمی دانیم دین و کلام الهی را خداوند محافظت می کند؟و ما تنها میتوانیم ارشاد کنیم و حق ارعاب نداریم؛بزرگترین راه برای گسترش ادیان الهی و از بین بردن ادیان شیطانی گفتگوی منطقی و به چالش کشیدن اصحاب قلم باطل می باشد که آن هم وظیفه ی انسانی ی هر دیندار الهی می باشد. پس برای انتقال مفاهیم حقیقی ی دین قلم ها را مسلح سازیم به جوهر ادیان الهی...
ادامه مطلب [ چهارشنبه 11 آبان ماه سال 1390 ] [ 22:33 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (1) ]
بنام او
(( جریان قلم حق و قلم باطل)) ...؟ دو دریای متصل به هم* در دو جریان مخالف هم* با دو طعم متفاوت از هم* حق با جوهره ای الهی* و باطل با جوهره ای از شیطان* نوشته های انسانها چون قطره های آن* و ادیان رودخانه های هر دو جریان* ادیان الهی ازجریان چشمه های زلال وشیرین حق* و ادیان شیطانی جریان چشمه های کدر و تلخ از لجن زار باطل* هر دو جریان در احاطه ی قدرت خالق یگانه است* جریان حق در احاطه ی لطف او* و جریان باطل در احاطه ی خشم اوست* ((منظور از دو دریا در اینجا جوهر قلم حق و جوهر قلم باطل است)) (تقدیم به محمد واعظی) ادامه مطلب [ شنبه 7 آبان ماه سال 1390 ] [ 21:28 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (1) ]
بنام او که قلم را آفرید و کلمه را نوشت ارزش قلم:
قلم اعجاز آفرینش است.از گذشته های دور هر چه را می خواهی مرور کن آیا چیزی هست که یادآور قلم نباشد؟ تمام نقوش و خطوط حکاکی شده بر روی سنگ ها و غار ها توسط انسان های نخستین و نیز با شروع یکجا نشینی و آغاز تمدن ؛ خط ها و علامات باقی مانده بر روی گل نبشته ها و پاپیروس ها نشان گر اهمیت نقش مهم قلم در حیات بشر می باشند. و امروز در عصر مدرنیته حتی اگر برای نوشتن دیگر نیازمند قلم نباشیم آیا میتوانیم نقش قلم را کتمان کنیم در حالی که هر نوشته ای یادآور قلم است؟ اما اگر قلم نبود : نه گذشته ای می ماند نه تاریخی ؛ نه فلسفه ای بود نه منطقی ؛ نه کتب دینی و نه کتب علمی و... درنتیجه انسان بیشتر از هر چیزی تمدن و پیشرفت ها ی خویش را در طول ادوار گذشته مدیون وجود قلم است. بیخود نیست بگوییم اگر قلم نبود حتی معجزه ای نبود مثلاْ علمای یهود و مسیحی و مسلمان به چه چیزی استناد می کردند که فلان پیامبر صاحب فلان معجزه ای بود ؟ خداوند بلند مرتبه می فر ماید: در ازل هیچ نبود جز کلمه. خدا وند دانا به غیب ؛ به قلم و به آنچه خواهد نوشت سوگند یاد فرمودند تا شاید روزی انسان به ارزشهای والای قلم پی ببرد... [ چهارشنبه 4 آبان ماه سال 1390 ] [ 11:14 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (1) ]
بنام سلام او به انسان حرمت بخشید برای زیستن به قلم حرمت بخشید برای نوشتنشیطان و شیاطین بزرگترین دشمنان حرمت و حریم انسان و قلم به حساب می آیند این دشمنی از زمانی که خداوند کلامش را به واسطه ی وحی و الهام بر اولیا نازل فرمود آشکار شد و تا قیامت ادامه دارد... ادامه مطلب [ یکشنبه 1 آبان ماه سال 1390 ] [ 20:20 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ مسافر (1) ]
[ شنبه 30 مهر ماه سال 1390 ] [ 19:55 ] [ رضا بیگ زاده (مهاجر) ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||